عزیزا
خدایا! نام تو مارا جواز و مهر تو مارا جهاز!
شناخت تو ما را امان، و لطف تو ما را عیان کریما، ضعیفان را پناهی،
قاصدان را بر سر راهی، مؤمنان را گواهی!پس چه بود که افزایی ونکاهی!
الهی در سر گریستنی دارم دراز،ندانم که از حسرت گریم یا از ناز،
از زار گریستن چون بود؟این قصه ای است دراز!
عزیزا! یک دل پر درد دارم،و یک جان پر زجر!درمانده ام از تو،ولیکن درمانده ام در تو! این بی چاره را چه تدبیر؟
ای خالق بی حد ، و ای واحد بی عد! ای اول بی بدایت ، و ای آخر بی نهایت!
لطیفا : اگر بهشت چشم و چراغ است،بی دیدار تو درد و داغ است!
الهی!اگر کاسنی تلخ است، از بوستان است،و اگر عبداله مجرم است از دوستان است،
الهی افریدی رایگان، بیامرز رایگان، که تو خدایی نه بازرگان،
الهی! بر عجز خود گواهم، و بر بیچارگی خود گواهم،
خواست ، خواست توست، من چه خواهم،
ملکا! نظر خود بر ما مدام کن، و این شادی خود برما تمام کن، و ما را برداشته به خود نام کن ،به وقت رفتن بر جان ما سلام کن،
الهی!
دانایی ده که در راه نیفتیم، بینایی ده که در چاه نیفتیم،
بنمای رهی که رهنماینده تویی، بگشای دری که درگشاینده تویی،
من دست به هیچ دستگیری ندهم،
کایشان همه فانی اند و پاینده تویی...
(خواجه عبداله انصاری)
پ.ن۱:خدایا یه خاطر هرآنچه که عطا کردی سپاسگذارم...!
پ.ن۲:ز هشیاران عالم هر که را دیدم غمی دارد
دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد...
زندگی زیباست و زیباتر از آن زندگی کردن است...
رندی و شاد باشین!
بای تا های!